تبلیغات
شنیدنی
صدا و تصویر مظفرالدین شاه _ نخست وزیر شاه قاجار - وزیر امور خارجه شاه قاجار _آخرین خبرها از دنیای رادیو - آشنایی با رادیوهای جهان در وبلاگ  شنیدنی  ...... وبلاگ شنیدنی را هرروز ببینید و بشنوید
خانه | آرشیو | پست الکترونیک

جنگ جهانی و هجوم از مریخ

Radio Listener in Panic
Taking War Drama as Fact
شنوندگان رادیو مضطرب، درام جنگ را واقعی پنداشتند

" ای داد ! یک چیزی در تاریکی میجنبه، شبیه یک مار خاکستری" ، او این جمله را با یک صدای مهیج بیان کرد، " حالا یکی دیگه و یکی دیگه، شبیه شاخک هستند، می تونم بدنشون رو ببینم، به اندازه یک خرس هستند و بدنشون مثل چرم مرطوب شده میدرخشه و اما صورتهاشون؟! وحشتناکه، خودم رو به سختی مجبور به نگاه کردن میکنم. چشمهاشون مثل چشمهای ابلیس سیاه و کم نوره، دهانشون مثل v می مونه و آب دهنشان در حال ریختن از دهن بدترکیبشان است. بازگشتند ، به اندازه کافی دیدند . تجربه فوق العاده ای بود. نمی توانم کلمات را پیدا کنم. وقت حرف زدن میکروفون رو با خودم کشیدم، برای اینکه سر جام مستقر بشم توضیحات رو متوقف می کنم ، ادامه دارد ، چند لحظه دیگر باز میگردم". از آنجایی که این اخبار دروغین با صدای مهیج و تاثیرگذار اجرا میشد ، بعضی از شنوندگان گمان کردند در حال شنیدن یک خبر واقعی از حمله مریخ به زمین هستند.

برای خواندن متن کامل اینجا کلیک کنید

جنگ جهانی و هجوم از مریخ

توانایی او در گول زدن حضار برای اولین بار در یکی از بزرگترین اشتباهات تاریخی آشکار شد؛ روز قبل از هالوین، 30 اکتبر 1930، وقتی میلیونها آمریکایی به یک برنامه رادیویی مردمی که توسط ستاره ای به نام اورسن ولز در حال اجرا بود ، گوش سپرده بودند.

برنامه عصر یک اقتباس از داستان علمی تخیلی "جنگ جهانها" بود؛ درباره ی یک هجوم مریخی به زمین. اما برای یک بازی رادیویی اقتباس دارای یک تغییر اساسی بود. این بازی در رادیوی او نوشته می شد و اجرا میشد؛ تکنیکی که احتمالا قصد ایجاد تاثیرات مهیج داشت. برنامه اینگونه آغاز شد، موسیقی رقص چندین بار به وسیله گزارشات خبری جعلی قطع شد؛ که یک شی درخشان در یک مزرعه در نزدیکی groversMill نیو جرسی افتاده است.

در حالی که شنوندگان روی لبه صندلیهایشان نشسته بودند، گوینده اخبار را به صورت آگهی می خواند و مقامات رسمی و مردم منتظر شنیدن یک خبر جدید در تشریح فرود یک نیروی مهاجم از مریخ و ویرانی ایالات متحده بودند.

بازی همچنین شامل یک برنامه رادیویی بود که توضیحات کاملی میداد، اما اگر شنونده ای این توضیح را از دست میداد تا 40 دقیقه دیگر توضیح دیگری داده نمیشد.

به عنوان یک نکته پخش رادیویی، یک هنرمند در حال تجربه گویندگی خبر در استودیو بود.

                                                                                                                                                                 

تشریح فوق العاده ی بیگانگان در فضاپیمایشان: " ای داد ! یک چیزی در تاریکی میجنبه، شبیه یک مار خاکستری" ، او این جمله را با یک صدای مهیج بیان کرد، " حالا یکی دیگه و یکی دیگه، شبیه شاخک هستند، می تونم بدنشون رو ببینم، به اندازه یک خرس هستند و بدنشون مثل چرم مرطوب شده میدرخشه و اما صورتهاشون؟! وحشتناکه، خودم رو به سختی مجبور به نگاه کردن میکنم. چشمهاشون مثل چشمهای ابلیس سیاه و کم نوره، دهانشون مثل v می مونه و آب دهنشان در حال ریختن از دهن بدترکیبشان است. بازگشتند ، به اندازه کافی دیدند . تجربه فوق العاده ای بود. نمی توانم کلمات را پیدا کنم. وقت حرف زدن میکروفون رو با خودم کشیدم، برای اینکه سر جام مستقر بشم توضیحات رو متوقف می کنم ، ادامه دارد ، چند لحظه دیگر باز میگردم". از آنجایی که این اخبار دروغین با صدای مهیج و تاثیرگذار اجرا میشد ، بعضی از شنوندگان گمان کردند در حال شنیدن یک خبر واقعی از حمله مریخ به زمین هستند.

مردم جاده ها رابستند، در زیر زمینها مخفی شدند، تفنگهایشان را پر کردند ، برای جلوگیری از مسمومیت با گازهای مریخی سرهایشان را با حوله های مرطوب پوشاندند. برای دفاع از خودشان و برای غلبه بر بیگانگان کوشش کردند. غافل از این واقعیت که توسط یک برنامه رادیویی بازی داده شده اند.

عوام الناس فریب خورده در گیر دنیای مجازی و گیج کننده ی افسانه ها شدند.

اخبار مضطرب کننده ( که بین گزارشهای خبری اصلی نقل میشد) به سرعت یک افتضاح ملی تولید کرد. بر آئین نامه های دولتی بیانیه هایی صادر شدند که بعد از این، چنین واقعه ای اتفاق نیوفتد. قربانیان در معرض استهزاء قرار گرفتند. عکس العملی که امروز عادی به نظر میرسد وقتی کسی در معرض یک شبیه سازی قرار میگیرد.

یک کارتون در کمپانی New York World-Telegram سر گیجه ی یک کاراکتر که واقعیات گیجش کرده بود را نشان میدهد. در این کارتون ، کاراکتر سعی میکند دستش را برای دست دادن با Amosn’ Andy به داخل رادیو ببرد.

مرد دیگری ، به یک افسر پلیس گزارش میدهد:" جادو! یک مرد کوچک چوبی، او دارد حرف میزند." .

دروتی تامسون پیش بینی کرد که پخش رادیویی می تواند با حیله های نمایش به منظور ایجاد ارتباط سیستمداران با توده ی مردم و اداره اجتماع، مورد استفاده قرار گیرد.

"آقای اورسن ولزو مرکوری تیاتر در رادیو، یکی از سحر آمیزترین و مهمترین نمایشها در طول همه ی زمانهاست."

او معتقد است : "آنها ثابت کردند که چند صدای تاثیر گذار و ساختگی می تواند توده ی مردم را به یک حالت خیلی جالب و نامعقول متقاعد کند و یک وحشت ملی ایجاد کند.

آنها تواناتر از هر استدلال ، خطرات ترسناک و تاثیرات بزرگ عوام فریبی را ثابت کردند. هیتلر همه ی اروپا را به تنهایی با کلماتش مدیریت کرد، اما او حداقل یک نیروی هوایی برای پشتیبانی از فریادهایش داشت؛ آقای ولز هزاران نفر را با هیچ ترساند."

در دهه ی 1950 آمریکا طعم یک قدرت رسانه ای دیگر را چشید.

کشیدن مردم در یک دنیای تخیلی و مجازی ، گول زدن توده ها، اینبار با یک شوی بازی تلویزیونی شبیه سازی شده آشکار شد.

در این بازی هر کدام از رقبا وانمود می کردند که در حال حدس زدن چیزی هستند که نمی دانند، اما برعکس "هجوم از مریخ" ، تقلب غیر ممکن بود.

این مسئله باعث شد، تهیه کنندگان شوی بازیهای افسانه ای که خیلی هیجان انگیز تر از بازیهای واقعی بود را ایجاد کنند.

دوباره ، واکنش مردم تکاندهنده بود، این ابهامات باعث عصبانیت عمومی شد و همانطور که درمورد رادیوی اورسن ولز اتفاق افتاده بود، کوششی برای اطمینان از حذف اینگونه جعلها انجام شد.

در سال 1990 دوباره اتفاق افتاد. مخاطبان در کل دنیا متوجه شدند که به وسیله فریبهای هالیوودی مورد تقلب قرار گرفته اند. دو مجری با حرکت لبهایشان باعث شدند بینندگان فکر کنند که آنها در حال آواز خواندن هستند. میلیونها بیننده باور کرده بودند که دو خواننده ی با استعداد در حال آواز خواندن هستند، در حالی که خوانندگان صدا را ایجاد می کردند.

در دو مورد اخیر، یک پاسخ شوکه کننده وجود داشت. اما برخلاف تجربه 1938 یا دهه های 1950، زمینه های اجتماعی متفاوت شدند، زیرا شبیه سازی یک کار معمولی شده بود و تلاش میشد تا از آن برای گول زدن عموم استفاده شود. در همین زمان یک فرهنگ عمومی رشد کرد، که هدفش دهها ملیون از مردم دنیا بودند که به صورت یکسان گول میخوردند. ممکن است کسی بگوید ، جنگ جهانها و افتضاح شوی بازی حاکی از آغاز دوره ی شبیه سازی است که هنوز ادامه دارد.

اجازه برای یک اغراق شاعرانه، افتضاح Mili Vanili به عنوان فرمان اساسی متن یا نشانه سمبولیک ، آشکار کرد که ما در دوره ای زندگی می کنیم که تمایلمان در جعل های عمدی برای آنچه که آنها تقلید میکنند یک مشکل شخصیتی دوره ی ما شده است.

ما در زمانی زندگی می کنیم که توانایی برای شبیه سازیهای فریبنده ، مخصوصا برای تلویزیون ، یک اصل اساسی برای تمرین قدرت شده است. ونا توانی برای دیدن نیرنگها یک فرم ضعف است." کسانیکه به خودشان اجازه ئ فریب خوردن را بوسیله ئ حیله های متعدد سیاسی ، خبری ، تبلیغاتی و روابط عمومی

 میدهند، محکوم هستند.مثل اکثر اعضای ساده لوح رادیو در سال 1938، در رابطه با بازی نقشی در " other people's dramas"(درام های دیگران) و در حالیکه به اشتباه ، معتقد بودند که در حال انجام واکنشی صحیح میباشند.

 

                                                       منبع

|+| نوشته شده توسط شاهد در دوشنبه 29 خرداد 1385 و ساعت 11:06 ق.ظ | نظرات