تبلیغات
شنیدنی
صدا و تصویر مظفرالدین شاه _ نخست وزیر شاه قاجار - وزیر امور خارجه شاه قاجار _آخرین خبرها از دنیای رادیو - آشنایی با رادیوهای جهان در وبلاگ  شنیدنی  ...... وبلاگ شنیدنی را هرروز ببینید و بشنوید
خانه | آرشیو | پست الکترونیک

بی بی سی ...قسمت ششم

توپخانه های رادیو بی بی سی!

عکس تزیینی ایست

دوستان عزیز از اینکه به مطالب این وبلاگ تخصصی گوشه چشمی دارید. بسیار سپاسگزارم . از آنجا که در این محیط مجازی قصد بر این است که تاریخ رادیو به عنوان رسانه شنیداری قدیمی کشورمان مورد بررسی قرار گیرد ، ایــن بار مطلبی مهیا شده تا شــما علاوه برسیر تحول اجتماعی و سیاسی ایران(در برهه ای حساس) نقش یکی از رسانه شنیداری خارجی اثر گذار را نیز مورد ارزیابی کنید.

ملی شدن صنعت نفت نقطه عطفی ایست که هیچگاه تاریخ سرزمینمان فراموش نمی کند ...

کنش و واکنش دولتمردان ایرانی و خارجی و نقش ویژه رادیو بی بی سی در میان روشـنفکران و حتی قشر عوام که هنوز از فرهنگ شنیداری فاصله نگرفته اند. نقلی از گذشته است که امروز نیز به صورت دیگرخودنمایی می کند ...

امروز نیز تصمــیم دولتمردان و ملــت ما تصــمیم مهمی ایســت ... گذر از دوران بهره گـــیری از طلای سـیاه ورســیدن به انرژی جــدید که می توانــد منـشاء تحولی شـگرف در سرزمینمان شود .. اما قصـــه غربـی ها

قصـه ای تکراری ایست مقاومت استعمار در دوره ملی شدن صنعت نفت بهره گیری از روشهای نوین بود و رادیـو جدید ترین سلاح در زمان خود ... و اینک نیز با بهره گیری از روشهای جدید قصد همان است که در گذشته بود ...

زایش و تولد بی بی سی از شکم پیر انگلیس، قبل از تاسیس رادیو ایران فکری نوین و جاه طلبانه بود که ذکر مستند آن از قلم نزدیکان انگلیسی خالی از لطف نیست ... 

به شما تو صیه می کنم  قسمتهای مختلف این مطلــب را بخــوانید و تــشابهات  آن را در عـصر کنونی بیابید.

نکات قسمت پیش........

مجله اکونمویست در آن زمان تلاش می کرد تا عواقب ملی شدن صنعت نفت را برای مردم تشریح کند!

بى‏بى‏سى در سال 1327 از شنوندگان ایرانى 17 نامه دریافت كرد. در سال 1330، ''كارمندان دولت،    دانشجویان، پزشكان، بازرگانان، كشاورزان و زمینداران‏`` بیش از 4500 نامه نوشتند.

 نامه‏ها ''بیش از تمام گزارشهاى مأموران اطلاعاتى كه به لندن مى‏رسید تصویرى جامع از افكار عمومى ایرانیان‏`` به دست مى‏داد.

نامه‏ها چنان اهمیتى داشت كه وزارت خارجه درخواست كرده بود ''به تك‏تك آنها (در صورت امكان با امضاى شخص وزیر!) كتباً پاسخ داده شود.`` 

یكى از شنوندگان در نامه‏اش این پرسش را مطرح كرده كه ''انگلیس چگونه مى‏تواند خود را مادر دمكراسى و پاسدار نظم و قانون بنامد و در عین حال همین چیزها را از ما دریغ كند؟``

سفارت انگلستان در تهران هم درخواست كرد فوراً 15 دقیقه به مدت برنامه‏هاى فارسى اضافه شود. در آن هنگام روزى 45 دقیقه برنامه فارسى پخش مى‏شد.

.....و اینک قسمت ششم

 

در آغاز درج قسمت ششم ، ذکرچند نکته حایز اهمیت است .

 

بخش اخبار خارجى بى‏بى‏سى به كاركنانش دستور داد براى برنامه‏هاى جدید ''گزارشهاى خبرى راجع به كل جهان تهیه كنند اما بخش چشمگیرى از كل برنامه تا وقتى بحران كنونى ادامه دارد راجع به ایران باشد.

 

 بنابر اطلاع بی بی سی هیچ شركت یا كشور معتبرى از شركت نفت ایران نفت نخواهد خرید زیرا طبق حكم دادگاه لاهه فقط شركت نفت ایران و انگلیس حق دارد نفت ایران را بفروش!

 

اربابات بی بی سی گفتند: بدون حمایت مستمر انگلستان، ایران اكنون كشور مستقلى نمى‏شود!

 

در تیر 1330 وقتى روزنامة ‌ داد تیتر زد كه بى‏بى‏سى ما را تهدید مى‏كند و از انفجار در پالایشگاه آبادان حرف مى‏زند، سفارت انگلستان در تهران این برنامه‏هاى بى‏بى‏سى را قابل تحسین‏ خواند.

 

رادیو تهران در 19 تیر 1330 در تفسیرى اعلام كرد كاركنان بخش فارسى بى‏بى‏سى به‏اصطلاح ایرانیان بى‏نام و نشانى‏اند كه در واقع اصلیت انگلیسى دارند.

 

 

در 21 تیر طى تفسیر دیگرى گویندگان بى‏بى‏سى خائنانى بى‏شرم‏ نامیده شدند از قماش لرد هاوهاو (اشاره به انگلیسىِ امریكایى‏تبارى كه گوینده تبلیغات رادیوى نازى‏ها در برلن بود و پس از جنگ به جرم خیانت به دار آویخته شد).

از كازرون شنونده‏اى كه خود را دانش‏آموز دبیرستان‏ معرفى كرده است مى‏نویسد .... بى‏بى‏سى درخواست كرده است كه برایش كتابى به فارسى‏ بفرستد تا بتواند بهتر با آموزگار بحث كند اما دوست ..... وى اعلام مى‏كند ''با كمال میل حاضرم در این‏جا هر كارى كه بخواهید انجام دهم.

 

خبر، تفسیر، تبلیغ

 

بخش اخبار خارجى بى‏بى‏سى به كاركنانش دستور داد براى برنامه‏هاى جدید ''گزارشهاى خبرى راجع به كل جهان تهیه كنند اما بخش چشمگیرى از كل برنامه تا وقتى بحران كنونى ادامه دارد راجع به ایران باشد.`` همواره ''اخبار مهم سایر بخشهاى جهان باید در برنامه باشد، حتى اگر به صورت خلاصه خبرها در پایان برنامه بیاید. اخبار مربوط به خود ایران باید با بیطرفى نوشته شود و این اخبار نباید با آنچه در سایر بخشهاى خبرى بى‏بى‏سى پخش مى‏شود تفاوت اساسى داشته باشد.``

وزارت خارجه نیز همزمان راجع به خط مشى برنامه‏ها براى بى‏بى‏سى دستور عمل صادر مى‏كرد و متون و اسناد محرمانه در اختیار بى‏بى‏سى مى‏گذاشت تا به عنوان پشتوانه اطلاعاتى مورد استفاده قرار گیرد. براى مثال، وزارت خارجه انگلستان در 21 تیر 1330 ''رونوشت مجموعه اسنادى‏`` را براى بى‏بى‏سى ارسال كرد كه ''در اصل براى استفاده هیئت نمایندگى شركت نفت كه ماه قبل به تهران رفت تهیه شده بود.`` به بى‏بى‏سى گفته شد ''این اطلاعات محرمانه فقط براى مرور تاریخى به كار رود. اما حتى در این حالت هم به‏عنوان پشتوانه‏هاى اطلاعاتى مى‏توان از آنها بهره گرفت.`` بى‏بى‏سى نیز پاسخ داد اسناد در اختیار دیوید میچل، نویسنده تفسیرهاى خبرى، گذاشته شده و ''براى او مفید خواهد بود``.

همان روز طى نامه دیگرى به بى‏بى‏سى اطلاع داده شده بود كه هدفِ ''تبلیغات‏`` انگلستان از میان‏بردنِ اعتماد ایرانیان نسبت به سیاست كنونى دولت ایران است و اساس تبلیغات این است كه این سیاست ''ساختار اقتصادى، سیاسى و اجتماعى ایران را نابود خواهد كرد``، ''دوستى ایران و انگلستان را از بین مى‏برد`` و ''بازیچه دست روسهاست و شاید هم از روسیه الهام گرفته باشد. هم‏چنین باید به ایرانیان گفت كه انگلستان از سال 1320 از تركیب و عملكرد دولتهاى ایران ناخرسند بوده است زیرا این دولتها نمایندگان مردم ایران نبودند، به احتیاجات مردم اعتنایى نداشتند، وانمود مى‏كردند از پشتیبانى انگلستان برخوردارند، از عایدات نفت به طور مناسب استفاده نمى‏كردند و صنایع دولتى مثل راه‏آهن، نساجى، ابریشم‏بافى، كنسروسازى و سیمان را درست اداره نكردند به طورى كه یا تعطیل شدند یا سودآور نبودند.``

وزارت خارجه انگلستان با اشاره به حكم دادگاه بین‏المللى لاهه كه ملى‏كردن صنعت نفت توسط ایران را رد كرده بودیعنى همان حكمى كه ایران آن را خارج از صلاحیت دادگاه دانست و رد كردگفت ''میل دارد تاكید كند كه:

 1) هیچ شركت یا كشور معتبرى از شركت نفت ایران نفت نخواهد خرید زیرا طبق حكم دادگاه لاهه فقط شركت نفت ایران و انگلیس حق دارد نفت ایران را بفروشد

2)اگر ایران به حكم یكى از نهادهاى سازمان ملل متحد تن ندهد نباید از این سازمان انتظار همدلى داشته باشد

3) جاى شگفتى است كه مصدق وقتى به قدرت مى‏رسید اعلام كرد به سازمان ملل متحد وفادار است و از آن حمایت مى‏كند.``

ده روزى بعد، سر فرانسیس شِپِرد، سفیر انگلستان در تهران، ''رهنمود تبلیغاتى‏`` طولانى و مفصلى براى بى‏بى‏سى ارسال كرد كه هدف آن ''قانع كردن ایرانیان در این مورد بود كه هرچند تمایل آنها به ملى‏كردنْ طبیعى و قابل ستایش باشد، خط مشى دولت كنونى فقط به:

الف)فروپاشى صنعت نفت و در نتیجه اقتصاد ایران

ب) از بین‏رفتن دوستى ایران و انگلستان و در نتیجه استقلال ایران

ج) فرورفتن ایران در كام هرج و مرج و كمونیسم منجر خواهد شد.

سفیر انگلستان با این اعتقاد كه ''هر تبلیغاتى باید هم داراى عنصر مثبت و هم منفى باشد`` دو مجموعه ''مضامین كلى‏`` پیشنهاد كرد. مضامین ''مثبت‏`` شامل این ادعاها بود كه ''بدون حمایت مستمر انگلستان، ایران اكنون كشور مستقلى نمى‏بود`` و ''در مقابله مردم و طبقه حاكمه خودكامه و ارتجاعى، انگلستان همواره در طرف مردم قرار داشته است هرچند كه این طبقه، به دلایلى آشكار، همواره وانمود مى‏كرده كه از حمایت انگلستان برخوردار است.``

ردیف مضامین ''منفى‏``، ملى‏كردنِ نفت ایران را عملى ''خلاف عرف بین‏الملل‏`` قلمداد مى‏كرد و هشدار مى‏داد كه خطمشى دولت ایران باعث مى‏شود ''ایران دوستى انگلستان را براى همیشه از دست بدهد`` و این ''فقط نابودى استقلال ایران را در پى خواهد داشت.`` این رهنمود همچنین شرح مى‏داد كه دولت ایران خطمشیى ''كاملاً منفى‏`` را دنبال كرده كه نتیجه‏اش ''توقف تولید و توزیع نفت، ایجاد بیزارى در متخصصان انگلیسى از دخالتها و بى‏احترامى‏هاى كارگزاران دولت و برانگیختن افكار عمومى انگلستان و جهان بوده است.``

یكى دیگر از مضامین ''منفى‏`` این بود كه دولت ایران، با تشویق شوروى، خطمشى‏هاى كنونى‏اش را در پیش گرفته است و هدف نیز ''از سر راه برداشتن دو مانع اصلى بر سر راه طرحهاى شوروى بود: دوستى ایران و انگلستان، و ثبات اقتصادى و سیاسى ایران.`` و در پایان آمده است كه بى‏بى‏سى باید ''از بى‏اعتنایى دولت ایران به خطر كمونیسم اظهار تأسف كند`` و به دولت ایران هشدار دهد كه ''اگر بر بى‏اعتنایى به تهدید شوروى پافشارى كند، ایران و ایرانیان بیشتر لطمه خواهند خورد تا انگلستان و غرب.``

از نظر سبك، ''به سبب احساسات حاكم بر افكار عمومى‏`` در ایران و ''محبوبیت گسترده‏`` دكتر مصدق به‏عنوان قهرمان ملى، باید از حمله به شخص دكتر مصدق ''كلاً خوددارى‏`` مى‏شد. ''انتقاد از خطمشى دولت حاضر و عناصر خود كامه پشت سر آن‏`` را باید ''با قدردانى از رنجها، شهامت و روحیه ملى‏گرایى راستین مردم ایران همراه كرد.`` در مورد سبك نوشتارى برنامه‏ها نیز توصیه‏هایى مى‏شد و سفیر انگلستان در ایران معتقد بود بیانیه‏هاى رسمى كشورش خطاب به افكار جهانى و افكار عمومى ایران وقتى به فارسى ترجمه مى‏شود غالباً دو پهلوست و بنابراین باید در همه موارد با تفسیر و تشریحى به زبان فارسىِ روشن و بى‏ابهام همراه باشد.``

سرهنگ جفرى ویلـِر نیز كه به تازگى رایزن سفارت انگلستان در ایران شده بود طى نامه‏اى به پیوست خطاب به گوردون واترفیلد، رئیس بخش خاورىِ بى‏بى‏سى، توصیه‏هاى مشابهى مطرح كرد. ویلر مى‏گوید طبق آنچه وى دریافته است، ''مصدق همچنان قهرمان ملى است به طورى كه وقتى در لندن بودم گمان نمى‏كردم تا این اندازه محبوبیت داشته باشد`` و خاطر نشان كرد حمله به چنین شخصیتى كه ''بى‏تردید ذهن ایرانیان را تسخیر كرده است‏`` فقط باعث مى‏شود مخالفان بالقوه‏اش منزوى شوند. اما این بدان معنا نیست كه ''ماجراجویانى را كه مى‏خواهند مصدق را براى نیل به منافع خویش آلت دست كنند مورد حمله قرار ندهیم.`` ویلر همچنین به واترفیلد پیشنهاد كرد ''شاید براى شما مفید باشد به صورت مرتب‏ترى از ما خط بگیرید تا به اطلاعتان برسانیم روى چه مضامینى بیشتر یا كمتر تأكید كنید.``

واترفیلد در اظهارنظرهاى داخلى‏اش در بى‏بى‏سى گفت محتواى تلگرام و نامه مذكور ''جاى اعتراض ندارد`` اما از به كاررفتن كلمه ''رهنمود`` خرسند نیست زیرا ''بى‏بى‏سى رهنمود نمى‏پذیرد.`` واترفیلد طى نامه‏اى به شخص ویلر مى‏گوید استفاده از كلمه ''رهنمود`` باعث خواهد شد ''انواع مسائل قانونى پیش بیاید و اگر به جاى آن واژه‏اى مثل پیشنهاد به كار رود كار روبه‏راه مى‏شود.`` ویلر هم پذیرفت كه ''در آینده از استعمال این واژه خوددارى كند.``

گاه بر سر مطالب بین دو طرف اختلافاتى پیش مى‏آمد. یك مورد چشمگیر، باز هم به یك ''نامه سرگشاده‏``ى ساختگى مربوط مى‏شد كه این بار علیه ملى‏كردن نفت، و در سفارت انگلستان در تهران تهیه شده بود و از طریق وزارت خارجه در لندن به بى‏بى‏سى رسید. در این ''نامه‏`` كه ادعا مى‏شد دانشجویى ایرانى ''در انگلستان، مهد دموكراسى جهان‏`` آن را نوشته است آمده بود كه به علت هزینه‏هاى سنگین توزیع، دولت ایران ناچار خواهد شد بهاى نفت سفید را افزایش دهد و سپس ''نانوایى‏ها مجبور خواهند شد بهاى نان را بالا ببرند.`` در ضمن به نظر نویسنده، ''در توزیع نفت نابسامانى‏هایى رخ خواهد داد كه در نتیجه باعث ناراحتى مردم‏`` و سلب اطمینان آنها از وعده‏هاى دولت خواهد شد.

واترفیلد در پاسخ به وزارت خارجه نوشت ''سپاسگزار مى‏شوم اگر بتوانید به اشخاص ذیربط در سفارت انگلستان در تهران بگویید كه به نظر ما پخش این قبیل نامه‏ها كار خوبى نیست. آن قدر نامه‏هاى واقعى به ما مى‏رسد كه باید پاسخ بدهیم كه چنین كارى ضرورتى ندارد، و به نظر من بسیار نابجاست. تا آنجا كه به یاد دارم، قبلاً نامه‏اى با مضمون مشابه به ما رسیده، و باعث تأسف است وقتى را كه باید صرف بسیارى كارهاى دیگر شود صرف تهیه چنین نامه‏هایى كنند.``

 

سفارت انگلستان در تهران هم متقابلاً به بى‏بى‏سى اعتراضهایى كرد. برخى اعتراضها به انعكاس این بحث سردرگم‏كننده، اگر نگوییم متناقض، مربوط مى‏شد كه وقتى انگلستان ''اصل ملى‏كردن‏`` صنعت نفت ایران را مى‏پذیرد، ''انتقال مالكیت و اختیارات نهایى‏`` به دولت ایران ''متضمن دخالت در امور روزمره مدیریت این صنعتِ بسیارپیچیده نیست.`` بى‏بى‏سى در پاسخ گفت كه سفارتْ تفسیر مذكور را درست متوجه نشده است.

در یك مورد جدى دیگر، سفارت این مسئله را مطرح كرد كه چرا بخش فارسى بى‏بى‏سى این گزارش نادرست را پخش كرده كه آیت‏اللَّه كاشانى به دستور احمد قوام طى دوره كوتاه نخست وزیرى‏اش بازداشت شده است. به گفته سفارت، با توجه به نادرستى چنین گزارشى، آن را فقط مى‏توان بیان آنچه انگلستان ''میل دارد قوام انجام دهد تلقى كرد. بنابراین بازداشت كاشانى براى قوام دشوارتر مى‏شود و بازداشت‏نشدن كاشانى پیروزى دیگرى براى جبهه ملى و ضربه‏اى به انگلستان خواهد بود.``

واترفیلد گزارش داد كه در متن انگلیسى خبر مذكور آمده است ''در میان بازداشت‏شدگان فردى به چشم مى‏خورد كه دست راست آیت‏اللَّه كاشانى رهبر مذهبى ایران و حامى اصلى مصدق است‏`` اما متأسفانه مترجم عبارت 'دست راست‏` را جا انداخته است.`` واترفیلد در ادامه مى‏گوید بى‏بى‏سى ''بازبینى ترجمه خبرها را دقیق‏تر كرده است و كاملاً مطمئنم این سهو مترجم بوده و سوءنیتى در كار نیست.``

كلاً در سراسر دوره كشمكش انگلستان و ایران بر سر نفت، سفارت انگلستان در ایران به طور كلى از برنامه‏هاى بى‏بى‏سى رضایت داشت و متن آنها را براى انتشار در اختیار روزنامه‏هاى ایران مى‏گذاشت.

در تیر 1330 وقتى روزنامة ‌ داد تیتر زد كه ''بى‏بى‏سى ما را تهدید مى‏كند و از انفجار در پالایشگاه آبادان حرف مى‏زند``، سفارت انگلستان در تهران این برنامه‏هاى بى‏بى‏سى را ''قابل تحسین‏`` خواند. هنگامى كه چند تفسیر پى‏درپى در بى‏بى‏سى علیه ملى‏كردن نفت اعتراضات شدیدى در ایران برانگیخت، سفارت گفت این تفسیرها ''نشان داده‏اند كه ما كاملاً عصبانى هستیم و بر خطر از دست‏رفتن دوستى انگلستان تأكید كرده‏اند.`` اما سفارت نسبت به ادامه رشته تفسیرها كه با نام مستعار ''محمد ایرانجاه‏`` پخش مى‏شد، آن هم ''با همین لحن پرخاشگرانه‏``، اظهار تردید كرد.

در این زمان، برنامه‏هاى بى‏بى‏سى سبب شد كه مورد حمله رادیو تهران كه از سوى دولت مصدق اداره مى‏شد قرار گیرد.

رادیو تهران در 19 تیر 1330 در تفسیرى اعلام كرد كاركنان بخش فارسى بى‏بى‏سى ''به‏اصطلاح ایرانیان بى‏نام و نشانى‏اند كه در واقع اصلیت انگلیسى دارند.``

 روز بعد رادیو ایران تلگرام ''جمع كثیرى‏`` از مردم شوشتر را نقل كرد كه بیزارى خود از ... مزدوران شركت نفت سابق، یعنى بى‏بى‏سى و ... نفرت عمیق خود از یك مشت گوینده فارسى‏گوى بى‏بى‏سى از قبیل فردى كه خود را محمد ایرانجاه معرفى مى‏كند`` اعلام كردند. در 21 تیر طى تفسیر دیگرى گویندگان بى‏بى‏سى ''خائنانى بى‏شرم‏`` نامیده شدند از قماش لرد هاوهاو (اشاره به انگلیسىِ امریكایى‏تبارى كه گوینده تبلیغات رادیوى نازى‏ها در برلن بود و پس از جنگ به جرم خیانت به دار آویخته شد).

اما یك هفته بعد رسانه‏هاى ایران به نقل از سفارت ایران در لندن اعلام كردند كاركنان ایرانى بى‏بى‏سى هیچ دخالتى در ''گفتارهاى زننده‏``اى كه با نام ایرانجاه پخش مى‏شود ندارند. به گفته سفارت ایران، كاركنان ایرانى بى‏بى‏سى ''طرفدار ایران‏`` هستند و در اعتراض به برنامه‏هاى مذكور حتى ''مدیریت رادیو لندن را تهدید به استعفا كرده‏اند.`` سفارت ایران گوینده مذكور را ''فردى به نام حكیم‏الهى‏`` معرفى كرد كه از یك سال پیش در مدرسه السنه شرقى (مدرسه كنونى مطالعات شرق و آقریقا) زبان فارسى تدریس مى‏كرده است و در بى‏بى‏سى شغل رسمى ندارد.`` سفارت ایران همچنین اعلام كرد كه ''براى خاتمه‏دادن به گفتارهاى این شخص‏``، اقدامات مقتضى معمول شده است. اندكى بعد، كاركنان بخش فارسى بى‏بى‏سى نیز اعلام كردند كه ''به اتفاق آرا`` به اطلاع مدیریت بى‏بى‏سى رسانده‏اند كه از این به بعد "سخنان مفسران سیاسى، تحلیل اخبار روزانه یا گفتار دیگرى مربوط به نفت یا دولت مصدق را نخواهند خواند``، تهدیدى كه در چندین مورد عملى شد.

یكى دیگر از موارد ابراز مهین‏دوستى، از جانب ابوالقاسم طاهرى، از پرسابقه‏ترین كاركنان ایرانى بى‏بى‏سى، بود. طاهرى در برنامه هفتگى‏اش، ''نوبت شنوندگان‏``، به پرسشهاى شنوندگان پاسخهایى شوخ‏طبعانه و صریح مى‏داد. این برنامه‏ها در همه جا (اصفهان، شیراز، رشت) از محبوبیت زیادى برخوردار بود و شنوندگانْ طاهرى را فردى مى‏دانستند كه ''نبض مردم را در دست دارد``. پیشتر، در سال 1323 كه جنگ جهانى هنوز ادامه داشت طاهرى با پخش رشته گفتارهایى درباره رقص در بى‏بى‏سى سبب جنجال شده بود. ابراز تردید یكى از مدیران ارشد بى‏بى‏سى در مورد ''مناسب‏بودن این موضوع و هم‏چنین تسلط طاهرى در این زمینه‏`` سبب شد تا دبیر بخش فارسى در یادداشتى تند حمایت خود را از این گفتار اعلام كند. دبیر بخش فارسى نوشت كه طاهرى قبلاً ''چندین گفتار و گزارش ویژه تهیه كرد كه همه با استقبال روبرو شد. به نظر من این مقاله‏نویس را باید تشویق كرد.``

اكنون، در سال 1330، طاهرى طى نامه‏اى به دكتر حسین فاطمى، مشاور دكتر مصدق و سردبیر روزنامه باختر امروز، یادآورى مى‏كرد كه ''نخستین كارمند رادیو تهران‏`` بوده و مى‏گفت از آن رو به وى نامه مى‏نویسد كه ''دو شب قبل از رادیو تهران شنیده است كه كاركنان ایرانى بى‏بى‏سى خائن هستند.`` وى در ادامه مى‏نویسد كه نه او و نه هیچ یك از كاركنان دائمى بى‏بى‏سى آن فرد بیشرمى نیست كه خود را ایرانى مى‏نامد و در عین حال منافع ایران را مورد حمله قرار مى‏دهد. طاهرى مى‏نویسد كه آن ''لاطلائلات‏`` متعلق به آقاى حكیم‏الهى است.

طاهرى در نامه‏اش مى‏نویسد ''به نمایندگى از طرف دو سه همكارم با صراحت اعلام مى‏كنم ما از مشى دولت خودمان پیروى مى‏كنیم و فرقى ندارد كه این مشى چه باشد. ما همچنان حتى به خرابه‏ها و گورستانهاى وطن‏مان نیز عشق مى‏ورزیم و برایمان اهمیتى ندارد كه وطن‏مان در مقایسه با سایر كشورها عقب مانده است.`` وى در پایان نامه‏اش مى‏نویسد ''خائن آن طبقات حاكمه سركوبگرى هستند كه وطن ما را به وضعیت كنونى دچار كرده‏اند و شرایطى پدید آورده‏اند كه من و امثال من براى یك لقمه نان نُه سال در كشورهاى بیگانه اقامت داشته باشیم.``

داستان هنگامى جالب‏تر شد كه در همان روزِ انتشار نامه طاهرى در باختر امروز، روزنامه اطلاعات طى خبرى اعلام كرد هدایت‏اللَّه حكیم‏الهى، ''استاد دانشگاه زبانهاى شرقى لندن‏``، اجراى هرگونه برنامه‏اى در بى‏بى‏سى را تكذیب كرده است. در واقع، گوینده جنجال‏آفرین فردى به نام نصراللَّه الهى، ''فردى ضدكمونیست، كارشناس كشاورزى و تحصیلكرده انگلیس‏`` بود كه ''در آن هنگام در لندن زندگى مى‏كرد.`` الهى كه بعدها به آفریقاى جنوبى مهاجرت كرد ظاهراً مقاله‏نویسى براى بى‏بى‏سى را از سال 1950 به‏عنوان نویسنده آزاد آغاز كرد اما نامش در آوریل 1952 به طور رسمى به عنوان كارمند بى‏بى‏سى ثبت شد.                             

 

 

كارگران و دانش‏آموزان‏

در گرماگرم ماجراى نفت، كاركنان ایرانىِ بى‏بى‏سى كه با قراردادهاى كوتاه‏مدت استخدام شده بودند، با این استدلال كه نمى‏توانند در چنین جوّ خصمانه‏اى به ایران برگردند، توانستند قرارداد دائم بگیرند.

با تشدید كشمكش بر سر نفت، دوستان انگلستان در ایران (یا به گفته سفارت انگلستان، ''طبقه زمیندار``) ''براى رهایى از دست كمونیسم‏`` به انگلستان دل بسته بودند، اما سایر ایرانیان، از جمله آنها كه به بى‏بى‏سى نامه مى‏نوشتند، همچنان از دكتر مصدق و جنبش ملى كردن نفت ایران حمایت مى‏كردند.

یكى از شنوندگان در سال 1330 در نامه‏اى به بى‏بى‏سى نوشت ''جنبش ملى كردن نفت از انقلاب مشروطه براى ایران ذیقیمت‏تر است.`` شنونده دیگرى نوشت در سال 1300 وقتى همراه برادرش در استخدام شركت نفت ایران و انگلیس بود ''مانند حیوانات از ما كار مى‏كشیدند. غذاى‏مان مشتى آرد و كاسه‏اى آب گرم بود. نه خانه‏اى، نه اتاقى و نه حتى چادرى داشتیم كه در آن بخوابیم. زیر آفتاب سوزان كار مى‏كردیم و شبها مثل حشرات زیر تخته‏سنگها مى‏خوابیدیم. روزى صد نفر مى‏مردند.`` نویسنده در ادامه مى‏گوید 10 سال بعد طى دیدارى از انگلستان دیده بود كه كارگران انگلیسى هفته‏اى سه‏چهار پوند حقوق مى‏گیرند و دریافته بود كه در ''شما [انگلیسى‏ها] اثرى از عدالت نیست و به برابرى اعتقاد ندارید.``

شنوندگان دیگرى نیز شركت نفت ایران و انگلیس را عامل مشكلات ایران مى‏دانستند و با گفتارهاى بى‏بى‏سى درباره نفت مخالفت مى‏كردند. در یكى از نامه‏ها آمده بود اگر ملى‏كردن نفت بیشتر به زیان انگلستان است تا ایران، پس چرا ''انگلیس این همه سر و صدا راجع به آن راه انداخته؟`` یكى دیگر از شنوندگان این پرسش را مطرح مى‏كرد كه ''چرا تمام ملل خاورمیانه از انگلیس بیزارند؟`` یك نفر دیگر اظهار امیدوارى كرده بود كه به سلطنت‏رسیدن ملكه الیزابت كمك خواهد كرد مسئله نفت به‏طور مسالمت‏آمیز حل و فصل شود.

در برخى نامه‏ها از شوروى هوادارى شده بود اما یكى از شنوندگان در نامه‏اش مى‏نویسد ''چرا اجازه نمى‏دهند مردم بروند با چشم خودشان این به‏اصطلاح بهشت موعود را ببینند.`` شنونده‏اى از سارى مى‏نویسد ''همراه دوستانش در مدرسه‏`` چند كتاب حاوى حقایق راجع به كمونیسم را به‏منظور مقابله با تبلیغات كمونیستى انجمن دوستداران صلح كه سنگر حزب توده بود توزیع كرده‏اند. همین شنونده مى‏نویسد ''اما متأسفانه كتاب كافى در این زمینه نداریم. اگر بتوانید براى ما چند كتاب ضدكمونیستى (به هر زبانى كه باشد) بفرستید خیلى ممنون خواهیم بود.``

از كازرون شنونده‏اى كه خود را ''دانش‏آموز دبیرستان‏`` معرفى كرده است مى‏نویسد یكى از آموزگارانش ''عضو حزب توده و خائن به وطن است و سعى دارد دانش‏آموزان كلاس را فریب بدهد.`` وى مى‏نویسد ''فقط من و دوستم در برابرش ایستاده‏ایم و سعى مى‏كنیم چشم سایر بچه‏ها را نسبت به اعمال او باز كنیم.`` این نویسنده هم از بى‏بى‏سى درخواست كرده است كه برایش ''كتابى به فارسى‏`` بفرستد تا بتواند بهتر با آموزگار بحث كند اما دوست ندارد كه نام یا درخواستش از رادیو پخش شود. وى اعلام مى‏كند ''با كمال میل حاضرم در این‏جا هر كارى كه بخواهید انجام دهم.``

وزارت خارجه انگلستان از بى‏بى‏سى نام و نشانى شنونده مذكور را درخواست كرد زیرا ''ممكن است از دست این دانش‏آموز كمكى بر آید.`` وزارت خارجه انگلستان افزوده بود كه ''طبیعى است باید خیلى احتیاط كنیم مبادا این فرد لو برود.`` در ضمن وزارت خارجه پیشنهاد كرد براى شنونده مذكور ''از سفارت انگلستان در تهران چند كتاب‏`` ارسال شود. بى‏بى‏سى درخواست كرد كه كتاب از لندن و از طریق خود بى‏بى‏سى ارسال شود.

 

قسمت آخر ترسیمی از افول شیر پیر در عرصه رسانه در پروژه ملی شدن نفت است ! خواندن قسمت آخر را به شما توصیه می کنم.

شاهد

|+| نوشته شده توسط شاهد در جمعه 7 اردیبهشت 1386 و ساعت 04:04 ق.ظ | نظرات