تبلیغات
شنیدنی
صدا و تصویر مظفرالدین شاه _ نخست وزیر شاه قاجار - وزیر امور خارجه شاه قاجار _آخرین خبرها از دنیای رادیو - آشنایی با رادیوهای جهان در وبلاگ  شنیدنی  ...... وبلاگ شنیدنی را هرروز ببینید و بشنوید
خانه | آرشیو | پست الکترونیک

یاحقی نیز رفت ......

پرویز یاحقی نوازنده‌ی پیشكسوت ویولن در سن 70 سالگی،‌ 13 بهمن ماه ـ به دیار باقی شتافت.

این هنرمند عرصه موسیقی، قطعات زیبای ویولون را در آهنگ‌های گلها به جای گذاشته است.

پرویز یاحقی در طول 60 سال حیات هنری اش در احیای هنر موسیقی اصیل و سنتی ایران و زنده كردن گوشه‌های غنی دستگاه‌های آن و نمایاندن نقش ویولن در ساز سلو و تك‌نوازی، سبكی ابتكاری و بدیع داشته و سهم چشمگیری را از این سبك به خود اختصاص داده است.

از شاهكارهای این هنرمند خلاق، ساختن و اجرای چهارمضراب‌های مختلف در قطعات موسیقی ایران است و چیره دستی او در هنر آهنگ‌سازی و تنظیم اركستر برای آهنگ‌های ایرانی كه در طول بیش از 25 سال اخیر، موثرترین و شیواترین ترانه‌ها و قطعات آهنگین را از خود به یادگار گذاشته است.

(پرویز صدیقی پارسی) معروف به پرویز یاحقی در سال 1315 شمسی در تهران خیابان صفی‌علی‌شاه تولد یافت و پدرش از مردان تحصیل‌كرده زمان خود بود.

او كه در دوران كودكی نزد دایی‌اش زندگی می‌كرد، هنرمندی خود را مدیون استاد حسین یاحقی است.

پرویز یاحقی از اوان كودكی و نوجوانی با اساتید موسیقی چون ابوالحسن صبا، مرتضی محجوبی، علی‌اكبر شهنازی وغیره آشنا شد و به مدت دو سال نزد استاد صبا به فراگیری ردیف‌ها اشتغال یافت.

او به عنوان نوازنده خردسال در برنامه‌های رادیو، قطعاتی را اجرا كرد و تا 18 سالگی همكاریش با رادیو ادامه داشت

امید دل من كجایی با صدای استاد غلامحسین بنان از نخستین آثار معروف وی محسوب می‌شود.

وبلاگ شنیدنی هجرت استاد گرامی را به جامعه هنری كشور تسلیت و تعزیت عرض كرده و در ادامه این مطلب قطعه ای از موسیقی استاد را تقدیم دوستدارانش می كند.

تكنوازی ویلون استاد ( سه گاه )

شرح حال مبسوط زندگی استاد در ادامه مطلب.....

نگاهی به زندگی استاد پرویز یا حقی

 
پس از ورود ویولن به ایران در اواخر عهد ناصری و آموزش آن توسط موسیو دوال فرانسوی به عنوان اولین مدرس ویولن در ایران، فراز و فرودهایی بر این ساز رفت تا به دست كلنل علینقی وزیری رسید. این شخص تحصیلكرده و آگاه بر اصول موسیقی تحولاتی در نحوه آموزش و نواختن این ساز به وجود آورد كه حاصل آن ظهور چهره های فراوان و نوازندگانی قابل گردید كه از برجسته ترین آنها به ترتیب می توان ابوالحسن خان صبا، حسین خان یاحقی، رضا محجوبی و... را یاد كرد. این بزرگان و به خصوص استاد ابوالحسن صبا (منشأ تحول موسیقی ایرانی) با تحمل مشقات فراوان و در آمیختن خلاقیت خود با اندوخته های گذشته، فصل جدیدی در سیر تحول ویولن در ایران به وجود آوردند و هر یك برگزیدگانی از مكتب خویش به جای نهادند كه در این بین شاگردان مكتب صبا و یاحقی كه بعضا هر دو استاد را تجربه كردند به دلیل فراگیری آموزه های هر دو مكتب (شیوه غربی در مكتب صبا، شیوه ایرانی و شیرین نوازی در مكتب یاحقی) به جایگاه قابل توجهی دست یافتند. برجسته ترین نوازندگان این نسل عبارت بودند از: علی تجویدی، مهدی خالدی، همایون خرم، حبیب الله بدیعی، پرویز یاحقی، اسدالله ملك و... در این مقال مروری اجمالی خواهیم داشت به پرویز یاحقی و آثار و احوال او.


پرویز یاحقی (
۱۳۱۶- تهران)


پرویز صدیقی پارسی  یكی از چهره های بی بدیل موسیقی ایرانی است كه نامش با ویولن عجین شده، چنانكه نسل قبل و حتی بعد از انقلاب با شنیدن نام ویولن، بلافاصله نام پرویز یاحقی به ذهنشان متبادر می شود و این امر از تأثیرگذاری این شخص بر ذهن سطوح مختلف جامعه حكایت می كند.


او چنانچه خود می گوید در كودكی حسب مقتضیات شغلی پدر به همراه خانواده به لبنان سفر می كند و پس از گذشت مدتی كوتاه و به دلیل دور بودن از معشوق جاودانی اش ویولن به حالت احتضار می رود كه با توصیه پزشكان، خانواده اش تسلیم خواسته وی شده و او را به ایران می فرستند تا در كنار دایی هنرمندش حسین خان كسب فیض كند.

پرویز با تلمذ در مكتب نه تنها هنرمندپرور، بلكه انسان پرور حسین خان و ابوالحسن صبا و تلفیق نبوغ ذاتی، خلاقیت و استعداد شگرف خویش با این داشته ها هر چه سریع تر پله های ترقی را پیمود تا جایی كه در همان سنین جوانی در برخی اركسترها و قطعات، به رغم حضور استادانش، سلوها به او سپرده می شد (كه خود نشان از خارق العاده بودن این جوان داشت). این سیر صعودی با ساختن چهار مضراب، قطعات و آهنگ هایی جاودانه، تنظیم، تكنوازی و همنوازی های فراوان در كنار بزرگان موسیقی آن زمان به بالاترین درجه خویش رسید و او را به عنوان یك نوازنده صاحب سبك به جامعه معرفی كرد. سبكی كه انحصاراً مال او و زاده خلاقیت، تكنیك، احساس و نوآوری های خود او بود و مقلدان فراوانی نیز پیدا كرد كه از آن جمله می توان: مجتبی میرزاده، سیاوش زندگانی، بیژن مرتضوی، جهانشاه برومند و... را نام برد كه هر یك در نوع خود نوازندگانی مطرح هستند، اما همگی به نوعی مستقیم یا غیرمستقیم از این بزرگوار تأثیر گرفته و انشعابات این سبك محسوب می شوند و با وجود داشتن احساس مستقل، هیچ گاه نتوانستند در بروز این حس استقلال كامل نشان دهند.


در سبك پرویز یاحقی با كثرت تكنیك و تنوع در استفاده از آنها فراوان برخورد می كنیم: ویبر، مالش و گلیساندوهای گوشنواز و شیرین، استفاده به جا از پوزیسیون های مختلف، اجرای تریل های قدرتمند و سریع با انگشتان دوم و سوم، آرشه پرانی های متناسب با نوع دستگاه و قطعه، نزدیك كردن آرشه به خرك در حین آرشه كشی، استفاده از پیزیكاتو در قطعات ضربی و نهایتا استوار بودن بخش اعظمی از نوازندگی، مانور و خلق ملودی روی سیم های بم كه این یكی نقطه عطف و بهتر بگوییم نگین انگشتری سبك یاحقی محسوب می شود، زیرا در گذشته و مشخصا تا قبل از او هیچ كس تا به این حد از سیم های بم استفاده نمی كرد و اساسا قادر به خلق ملودی زیبا و محرك احساس برروی سیم های
۳ و ۴ نبود و در واقع او را می بایست احیا كننده سیم های بم ویولن نامید. چهارمضراب ها، آهنگ و رنگ های ساخته او كه شروع و پایه آنها از سیم های sol و re بوده و قسمت اعظم آنها نیز در همین محدوده می باشد، گواه این مدعاست.


لازم به یادآوری است كه برخی قطعات او با كوك های مخصوص و برخی دیگر با كوك افتاده نواخته می شود كه این دو كوك و به خصوص افتاده (به معنی همصدا بودن دو سیم در كنار هم [
mi-mi la mi] از ابداعات حسین خان یاحقی و مختصات همین مكتب و سبك است كه بعدها توسط دیگران نیز مورد استفاده قرار گرفت).


این روح بی قرار و ناآرام كه فراز و فرودهای زیادی را در طول دوران حیاتش سپری كرده و از قضا جفا هم زیاد دیده، وقتی به جان ساز ریخته شده و با ویولن درمی آمیزد، با اشرافی كه بر ردیف موسیقی ایرانی دارد، از دل این دریای بی پایان اصواتی را بیرون كشیده و خلق می كند كه وجود هر شنونده را مسحور هنر خویش كرده و او را به دنیای دیگری رهنمون می سازد. او همچنانكه خود می گوید با ساز زدنش زندگی خویش را روایت می كند و در واقع راوی زندگی خویش است.


اوراق دفتر تاریخ موسیقی مان را كه ورق بزنیم به نوازندگان خوب و آهنگسازان برجسته ای برخورد می كنیم، اما معدود كسانی در این جمع وجود دارند كه هر دو هنر، یعنی آهنگسازی و نوازندگی را آن هم در حد اعلا تواماً در خویش جای داده باشند و بی شك یكی از یكه تازان این میدان، پرویز یاحقی است. وی به لحاظ خلق و خو و شخصیت به گواه دوستان، شاگردان و مرتبطان با وی، یك نمونه كامل و چكیده راستین مكتب آن دو اسوه اخلاق (صبا و حسین خان) است و هنر والای او جلوه ای از ذات ناب اوست كه بر پرده ساز میخرامد و با جلوه گری دل می رباید. او از سالیان دور تاكنون رابطه بسیار صمیمی با سایر هنرمندان این خاك و بالاخص موسیقیدانان داشته و حتی با نوازندگانی كه به نوعی رقبای او به حساب می آمدند (بدیعی، خرم، ملك و...) دوستی نزدیك و رابطه احساسی عمیق و عاطفی داشته و دارد (چیزی كه متاسفانه در عصر حاضر كمتر با آن برخورد می كنیم).


مروری بر پرونده هنری او نشان می دهد كه یكی از اركان برنامه گل ها بوده كه با همنوازی در كنار خوانندگان و نوازندگان مطرح آن زمان چه زن و چه مرد كه بعضی از آنها را خود او به این عرصه آورده بود، ساختن آهنگ های ماندگاری همچون: بیداد زمان، می زده شب (ماهور)، سراب آرزو (افشاری)، غزالان رمیده (شوشتری و همایون)، آهنگ زیبای او در چهارگاه با مطلع: [آن كه دلم را برده خدایا زندگیم را كرده تبه گو...]. (گل های رنگارنگ شماره
۴۲۰ و ۴۲۸) با تنظیم زیبای زنده یاد جواد معروفی و آهنگ های دیگری كه مجال نام بردن از آنها نیست، افراد بسیاری را به موسیقی ایرانی علاقه مند كرده كه حتی به رغم گذشت سالیان متمادی بر این آهنگ ها، هنوز هم ورد زبان عوام و خواص هستند و نیك است بدانیم بخش اعظمی از این آثار حاصل هم نفسی ۵۰ ساله با ترانه سرای معاصر استاد بیژن ترقی است كه از همین جا آرزوی طول عمر توام با سلامتی برایشان داریم.


اگر به زمان ساختن این آهنگ ها و سال های فعالیت یاحقی توجه بكنیم، درمی یابیم  در برهه ای كه وجود موسیقی های مبتذل و كاباره ای و... موسیقی اصیل ایرانی را تهدید می كرد و به حاشیه می راند، او یكی از خادمان و پاسبانان این موسیقی بوده كه هنوز هم پس از گذشت بیش از نیم قرن همین خط سیر را دنبال می كند و اخیرا چند كار از تكنوازی ها و كارهای بدون كلام او منتشر شده كه حاصل گوشه نشینی سال های اخیر اوست و در این آثار، اندكی تغییر فرم و تبعیت احساس را از عوامل اجتماعی و شرایط محیطی و روزمره مشاهده می كنیم.

 

وی با نواختن سه تار نیز كاملاً آشناست و در صدابرداری هم یدی طولایی دارد و كارهای زیادی را صدابرداری كرده، چه از آثار خود و چه دیگر نوازندگان و دوستان هم روزگارش و هم اكنون نیز برای ضبط كار به دلیل تكلف ها و هزینه های فراوان استودیوها و سایر مشكلات در منزل خود به این كار مشغول است. در نظر بگیرید تهیه دستگاه های حرفه ای صدابرداری، میكروفون های مخصوص و سایر آلات و ادوات را با هزینه شخصی و در منزل و مقایسه بكنید آن را با شرایط قبل از انقلاب كه رادیو در اختیار موسیقیدانان بود و برای ضبط كار اصلا دغدغه ای وجود نداشت، سپس خود بخوانید حدیث مفصل از این مجمل كه چرا آثاری همانند آثار گذشته از قبیل برنامه های تكنوازان، گل ها و... دیگر تكرار نمی شود؟

منبع

|+| نوشته شده توسط شاهد در شنبه 14 بهمن 1385 و ساعت 02:02 ق.ظ | نظرات