تبلیغات
شنیدنی
صدا و تصویر مظفرالدین شاه _ نخست وزیر شاه قاجار - وزیر امور خارجه شاه قاجار _آخرین خبرها از دنیای رادیو - آشنایی با رادیوهای جهان در وبلاگ  شنیدنی  ...... وبلاگ شنیدنی را هرروز ببینید و بشنوید
خانه | آرشیو | پست الکترونیک

شاغلام نوار فروش.....

داشتم فكر می كردم این صنعت عظیم صدا ، چه خانواده هایی رو منتفع می كنه .ما هركدوم به نوعی یكی از از اعضای این خانواده رو می شناسیم.شعرا.. خواننده ها..نوازنده ها ... صدا بردارها .. نوار فروش ها .. گفتم نوار فروش ها یاد شاغلام افتادم ..نمی شناسیدش؟!! ..عجب اگه رفته باشین بازار تهرون همون اول بازار ، تو سبزه میدون ،  نوای خوش خواننده های قدیمی رو بخوبی می شنو ی ..... بنان ... خواجه نوری ...ابتهاج....

 برمی گردی می بینی همه این صدا ها از بساط شاغلام در میاد مردی 57 ساله ...صبور و ساكت ...

باورتون میشه ...بیشتر ازخیلی ازماها اطلاعات موسیقی ایش  بیشتره  ...

شاغلام روشندل سی هفت ساله كه داره توبازار ، كاست می فروشه ....شایدم اولها صفحه گرامافون می فروخت ،  حالا كه نسل صفحه كوچیك گرام كه ما بهش می گیم سی دی مد شده ...بساط محقر شاغلام دیجیتال شده !!!!....

رفتم سراغش دیدم نوار كاست ها رو با كش بسته و سی دی هاشم مرتب تو آلبومه هر خریدار و طالب میاد پیشش اون آلبوم و بهش نشون میده و میگه ببین اینه؟ ...آره... اون چشمای مشتریاشو به خدمت میگیره تا جنساشو بفروشه...

 ده سال پیش باهاش آشنا شده بودم ..خیلی تغییر نكرده .....می خواستم برم جلو كه ..... دیدم یه نفر در گوش شاغلام زمزمه می كنه!!! ..جل الخالق چی می خواد؟!!! نوار غیر مجاز !!! كنجكاو شدم تصویری ازش گرفتم و رفتم جلو .....دیدم اون آقا داره آهنگ قدیمی رو با صدای خوش زیر گوش شاغلام می خونه تا غلام نوار فروش ما ، بفهمه كی خونده ، نوارشو بهش بده ..

آقا شاغلام هم مثل یه كارشناس زبده داره گوش میده ببینه تجربه سی و هفت سالش بهش كمك می كنه تا معمای مشتری رو حل كنه!!!! .......

از اتفاقات جالب نوار فروش بازار تهرون اینه كه وقتی می خواد پول از دست مشتری بگیره می پرسه   چقدره ؟ بعد باقی پول رو میده اسكناسهارو جلوی مشتری می گیره و میگه بردار باقیشو ..ببین چه اعتمادی به خریدارش داره ...

واقعا آدم باید درس بگیره با وجود نقص عضو ، نون حلال در آوردن اونم از این راه جدا سخته ...

من به رسم احترام و یاد بود داستان و تصویر اون رو تو وبلاگ شنیدنی با افتخارثبت می كنم .شما هم غافل نباشید و ثبت كنید آدمای خوب قصه زندگیتونو .......

اینم سفرنامه شاهد از بازار تهران منتظر ماجراهای بعدی باشید......

|+| نوشته شده توسط شاهد در شنبه 16 دی 1385 و ساعت 12:01 ب.ظ | نظرات